| تحليل روانشناختي خودشكوفايي |
|
|
| نوشته شده توسط گروه اجتماعی |
|
نويسنده: محمدمهدي شريعت باقري - سعيد عبدالملكي ----------------------------------------------------------------------------------- مروري بر كتاب مولوي و راجرز دو شخصيت برجسته اي كه اگرچه به لحاظ تاريخي حدود هفت قرن از يكديگر فاصله داشتند، اما ديدگاه هاي زيبايي از "فرآيند انسان شدن" را ارائه داده اند.
مولوي انسان گراي معنوي نگر، ضمن نگاهي رازآلود و حيرت زا به انسان، با صفاي آينه باطن و انقلاب دروني خويش، توانست گام هايي تا رسيدن به انسان كامل را ناباورانه بردارد و الگويي شد كه نام، آثار و اشعارش، قرن هاست آتش به خرمن سوختگان عالم مي زند و راجرز انسان گراي تجربي نگر، در روزگار قحطي انسان، از خودشكوفايي و "هنر انسان شدن" سخن گفت و نقش جامعه را در خودشكوفايي امري كليدي معرفي كرد و براين باور بود در جوامعي كه شخص از همخواني، توجه مثبت بي قيد و شرط و همدلي برخوردار باشد، مي تواند به سوي خودشكوفايي پيش رود. ------------------------------------------------------------------------------------------- فهرست• كيستي ها • مقايسه دو ديدگاه در باب نگرش به انسان • تفاوت ديدگاه مولانا و راجرز از جنبه هاي مختلف
|
COMMENTS