| چگونه خاك نفس مي كشد؟ |
|
|
| نوشته شده توسط فريدون مشيري |
|
چگونه خاك نفس مي كشد؟ ـ بينديشيم: چه زمهرير غريبي! شكست چهره ي مهر، فسرد سينه ي خاك شكافت زهره ي سنگ! پرندگان هوا دسته دسته جان دادند. گپ آوران چمن، جاودانه پژمردند. در آسمان و زمين، هول كرده بود كمين، به تنگناي زمان، مرگ كرده بود درنگ! به سر رسيده جهان؟ ـ پاسخي نداشت سپهر. دوباره باغ بخندد؟ ـ كسي نداشت يقين. چه زمهرير غريبي....! چگونه خاك نفس مي كشد؟ ـ بياموزيم: شكوه رستن را اينك، طلوع فروردين: گداخت آن همه برف، دميد اين همه گل، شكفت اين همه رنگ زمين به ما آموخت: ز پيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم. مگر كم از خاكيم؟ نفس كشيد زمين، ما چرا نفس نكشيم؟ |
COMMENTS