صفحه اصلیگروه ادبیاتآثار نظم /  آگاهي يافتن مادر از كشته شدن سهراب
آگاهي يافتن مادر از كشته شدن سهراب چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط فردوسي   
 
 
غريو آمد از شهر توران زمين
 
كه سهراب شد كشته بر دشت كين
خبر زو به شاه سمنگان رسيد
 
همه جامه بر خويشتن بردريد
به مادر خبر شد كه سهراب گرد
 
به تيغ پدر خسته گشت و بمرد
خروشيد و جوشيد و جامه دريد
 
به زاري بر آن كودك نارسيد
بزد چنگ و بدريد پيراهنش
 
درخشان شد آن لعل زيبا تنش
برآورد بانگ و غريو و خروش
 
زمان تا زمان زو همي رفت هوش
فرو برد ناخن دو ديده بكند
 
برآورد بالا در آتش فكند
مر آن زلف چون تاب داده كمند
 
به انگشت پيچيد و از بن بكند
روان گشته از روي او جوي خون
 
زمان تا زمان اندر آمد نگون
همه خاك تيره به سر برفكند
 
به دندان ز بازوي خود گوشت كند
به سر برفكند آتش و برفروخت
 
همه موي مشكين به آتش بسوخت
همي گفت كاي جان مادر كنون
 
كجايي سرشته به خاك و به خون
چو چشمم به ره بود گفتم مگر
 
ز سهراب و رستم بيابم خبر
گمانم چنان بود گفتم كنون
 
بگشتي بگرد جهان اندرون
پدر را همي جستي و يافتي
 
كنون بامدن تيز بشتافتي
چه دانستم اي پور كايد خبر
 
كه رستم به خنجر دريدت جگر
دريغش نيامد از آن روي تو
 
از آن برز و بالاي و بازوي تو
از آن گردگاهش نيامد دريغ
 
كه ببريد رستم به برنده تيغ
بپروده بودم تنش را به ناز
 
به رخشنده روز و شبان دراز
كنون آن به خون اندرون غرقه گشت
 
كفن بر تن پاك او خرقه گشت
كنون من كرا گيرم اندر كنار
 
كه خواهد بدن مرمرا غمگسار
كرا خوانم اكنون به جاي تو پيش
 
كرا گويم اين درد و تيمار خويش
دريغا تن و جان و چشم و چراغ
 
به خاك اندرون مانده از كاخ و باغ
پدر جستي اي گرد لشكر پناه
 
به جاي پدر گورت آمد به راه
از اميد نوميد گشتي تو زار
 
بخفتي به خاك اندرون زار و خوار
از آن پيش كو دشنه را بركشيد
 
جگرگاه سيمين تو بر دريد
چرا آن نشاني كه مادرت داد
 
ندادي برو بر نكرديش ياد
نشان داده بود از پدر مادرت
 
ز بهر چه نامد همي باورت
كنون مادرت ماند بي‌تو اسير
 
پر از رنج و تيمار و درد و زحير
چرا نامدم با تو اندر سفر
 
كه گشتي به گردان گيتي سمر
مرا رستم از دور بشناختي
 
تو را با من اي پور بنواختي
بينداختي تيغ آن سرفراز
 
نكردي جگرگاهت اي پورباز
همي گفت و مي‌خست و مي‌كند موي
 
همي زد كف دست بر خوب‌روي
همي گفت مادرت بيچاره گشت
 
به خنجر جگرگاه تو پاره گشت
ز هر سو برو انجمن گشت خلق
 
كزان گريه در خون همي گشت غرق
ز بس كو همي شيون و ناله كرد
 
همه خلق را چشم پر ژاله كرد
برين گونه بيهش بيفتاد و پست
 
همه خلق را دل بر او بربخست
بيفتاد بر خاك و چون مرده گشت
 
تو گفتي همي خونش افسرده گشت
به هوش آمد و باز نالش گرفت
 
بر آن پور كشته سگالش گرفت
ز خون جگر لعل كرد آب را
 
بياورد آن تاج سهراب را
همي زار بگريست بر تاج و تخت
 
همي گفت اي خسرواني درخت
بياورد آن چرمه باد پاي
 
كه در روز روشن بدو بود راي
سر اسپ او را ببر درگرفت
 
بمانده جهاني بدو در شگفت
گهي بوسه زد بر سرش گه به روي
 
ز خون زير سمش همي راند جوي
ز خون مژه خاك را كرد لعل
 
همي روي ماليد بر سم و نعل
بياورد آن جامه شاهوار
 
گرفتش چو فرزند اندر كنار
بياورد خفتان و درع و كمان
 
همان نيزه و تيغ و گرز گران
به سر برهمي زد گران گرز را
 
همي ياد كرد آن بر و برز را
بياورد زين و لگام و سپر
 
لگام و سپر را همي زد به سر
كمندش بياورد هفتاد ياز
 
به پيش خود اندر فكندش دراز
بياورد آن جوشن و خود اوي
 
همي گفت كاي شير پرخاشجوي
همي تيغ سهراب را بركشيد
 
فش و دم اسپش ز نيمه بريد
به درويش داد اين همه خواسته
 
زر و سيم و اسپان آراسته
در كاخ بربست و تختش بكند
 
ز بالا درآورد و پستش فكند
در خانه‌ها را سيه كرد پاك
 
ز كاخ و رواقش برآرود خاك
فرو هشت جايي كه بد جاي بزم
 
از آن بزمگه رفته بودش به رزم
بپوشيد پس جامه نيلگون
 
همان نيلگون غرق گشته به خون
به روز به شب مويه كرد و گريست
 
پس مرگ سهراب سالي بزيست
سرانجام هم در غم او بمرد
 
روانش بشد سوي سهراب گرد
چنين گفت بهرام نيكو سخن
 
كه با مردگان آشنايي مكن
نه ايدر همي ماند خواهي دراز
 
بسيچيده باش و درنگي مساز
چنينست رسم سراي كهن
 
سرش هيچ پيدا نبيني ز بن
به تو داد يك نوبت پدر
 
سزد گر تو را نوبت آيد به سر
چنين است و رازش نيامد پديد
 
نيابي به خيره چه جويي كليد
در بسته را كس نداند گشاد
 
بدان رنج عمر تو گردد به باد
وليكن كه اندر گذشت از قضا
 
چنين بد قضا از خداوند ما
دل اندر سراي سپنجي مبند
 
سپنجي نباشد بسي سودمند
 
 

COMMENTS

B
i
u
Quote
Code
List
List item
URL
نام *
ایمیل (For verification & Replies)
آدرس اینترنتی
کد   
فرستادن پیام
 

آخرین فعالیت ها

6 ماه پیش
نادر یک خبر اضافه نمود, شناخت فراماسون فوریه 18
مشاور به گروه ضد فراماسونپیوستند فوریه 18
نادر یک نشان جدید برای گروه انتخاب نمود, ضد فراماسون فوریه 18
نادر گروه جدید ساخت, ضد فراماسون فوریه 18
نادر خوب فوریه 18
نادر یک نشان جدید را بارگذاری نموده است فوریه 18
8 ماه پیش
امیر درخشان اضافه نمود 14 تصاویر جدید در ایران آلبوم ژانویه 09
امیر درخشان و مشاور با هم دوست شدند ژانویه 09
امیر درخشان یک بحث جدید در گروه براه انداخت, لحظات به یاد ماندنی ژانویه 09
 
بانر تبلیغاتی

آمار

بینندگان محتوا : 378352

کاربران آنلاین

0 کاربر و 1 میهمان آنلاین

آمار سایت

بانر تبلیغاتی
CopyRight2008© MemorableTime.com
Powered By ReflexCMS Design By S.H.A @ IT Gate Group