|
نوشته شده توسط فيض كاشاني
|
|
حلقه آن در شدنم آرزوست | | بر در او سرزدنم آرزوست | چند به هر باد پريشان شوم | | خاك در او شدنم آرزوست | خاك درش بوده سرم سالها | | باز هواي وطنم آرزوست | تا كه به جان خدمت جانان كنم | | دامن جان بر زدنم آرزوست | بهر تماشاي سراپاي او | | ديده سراپا شدنم آرزوست | ديدهام از فرقت او شد سفيد | | بويي از آن پيرهنم آرزوست | مرغ دلم در قفس تن بمرد | | بال پر و جان زدنم آرزوست | بر در لب قفل خموشي زدم | | سوي خموشان شدنم آرزوست | عشق مهل «فيض» كه با جان رود | | زندگي در كفنم آرزوست |
|
COMMENTS