| آرايه هاي ادبي - اِطْناب |
|
|
|
عبارت است از تفضيل سخن، به شرطى كه در فصاحت خللى ايجاد نكند و به ملال نينجامد. ابوالعلاء گنجه يى : خاقانيا: اگر چه سخن نيك دانيا يك نكته گويمت بشنو رايگانيا هجو كسى مكن كه بود مِهْ ز تو به سنّ شايد كه او پدر بُوَد و تو ندانيا مقصود, مصراع چهارم اين شعر است زيرا وقتى مىگوييم هجو مكن كسى را كه ، از نظر سال از تو بزرگ تر است ديگر توضيح بيشترى
نمىطلبد مثالاطناب در مورد تذييل يعنى جمله يى را تكرار كنند كه با جمله اوّل هم معنى باشد. مولانا:
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد اين را هم بدان
حكيم فردوسى : نژاد من از پُشت گشتاسب است كه گشتاسب از پُشت لُهْراسب است |
COMMENTS