| آرايه هاي ادبي - اطراء / اطراد |
|
|
|
طرد در لغت به معنى راندن است و اطراد به استناد صاحبان لغت, بر يكديگر حمله بردن و دور شدن و پياپى رفتن است. اطراد و اطراء در اصطلاح دانش بديع آن چنان است كه شاعر بيتى بگويد كه در آن بيت ذكر القاب و اسامى آباء و ممدوح را جمع كند. شيخ سعدى: سحاب رحمت يزدان دَرِ محيط رسول ضياء چشم على نور ديده زهراحكيم فردوسى : نژاد من از پشت گشتاسب است كه گشتاسب از پُشت لُهراسب است كه لهر اسب بُد تخمه كى پشين كى كردى پشين بر پدر آفرين پشين بود از تخمه كيقباد خردمند شاهى شدش پر ز داد
( مشمول قانون کپی رایت سایت لحظات به یادماندنی ) |
COMMENTS