| آرايه هاي ادبي - اَسجاع و واج |
|
|
|
سجع,آن است كه كلمات آخر قرينهها در وزن يا حرفِ رَوىّ يا هر دو موافق باشند و جمع آن اَسْجاع است. در اين ابيات با آن كه از عشق رودابه از زبان زال سخن رفته است ليكن هرگز لحن كلام به جانب آهنگ غنايى ميل نكرده و وحدت نيز از ميان نرفته است: نگفتم من اين تا نگشتم غمى **به مغز و خرد در نيامد كمى
همه كاخ مهراب مهر من است**زمينش چو گردان سپهر من است دلم گشت با دخت سيندخت رام**چه گوينده باشد بدين رام, سام
متود رام گويى منوچهر شاه**جوانى گمانى بَرَد يا گناه چه مهتر چه كهتر چو شد جفت جوى**سوى دين و آيين نهاده است روى
ببستند لب موبدان و ردان**سخن بسته شد بر لب بخردان گشاده سخن كس نيارست گفت** كه نشنيد كس نوش با نيش جفت
( مشمول قانون کپی رایت سایت لحظات به یادماندنی ) |
COMMENTS