| آرايه هاي ادبي - استعاره |
|
|
|
اين آرايه از آرايههاى مربوط به علم بيان است ليكن از آنجا كه عاريت گرفتن لفظ بر استادى متكلم دلالت دارد آرايهيى از آرايههاى دانش بديع به شمار مىآيد . استعاره آن است كه لفظى را در غير معنى حقيقى آن به كار برند. استعاره را مىتوان نوعى ازمجازدانست. در استعاره, ميان معنى مجازى و معنى اصلى و حقيقى، بايد نوعى علاقه مشابهت و قرينه تميز وجود داشته باشد. استعارهداراى سه ركن است : مُسْتَعار و آن لفظ عاريه اي است مُسْتَعارٌمِنْه و آن معنى حقيقى است مُسْتَعارٌ لَهُ و آن معنى مجازىست. دهن مملكت نخندد خوش تا سر تيغ تو نگريد زار در اين بيت چكيدن خون تيغ را به گريستن استعاره كردهاند. حكيم فردوسى : قضا ز آسمان چون فرو ريخت پر همه عاقلان كور گردند و كر
فرو ريختن پَر استعاره است براى نازل شدن قضا.
( مشمول قانون کپی رایت سایت لحظات به یادماندنی ) |
COMMENTS