| غلت زدن آقا محمدخان |
|
|
| نوشته شده توسط گروه تاريخ |
|
آقـا مـحـمـدخان قاجار چون عازم مشهد گرديد شاهرخ ميرزا نوه نادرشاه افشار كه خـود يـاراى مـقـاومـت نـديـد بـا بـزرگـان شـهـر بـه اسـتـقـبال شتافت . آقا محمدخان به او تاءمين داد آنگاه جواهرات زيادى از او خواستار شد و چون او از تسليم جواهرات سر باز زد بشكنجه و رنج از او مطالبه گرديد و ناچار آنچه را كه داشت تسليم كرد. در مـيـان ايـن جـواهـرات يـاقـوت بـزرگـى بـود كـه زمانی ، زينت تاجِ اورنگ زيب پادشاه هندوستان بود.
آقا محمدخان به قول صاحب ناسخ التواريخ از به دست كردن آن همه لعالى آبدار و جواهر شاهوار چندان شاد خاطر شد كه بفرمود در رواقى نطعها بگستردند و آن جواهر را بـر زيـر نـطع بريختند آنگاه رواق را از بيگانه بپرداخت و چند نوبت از اين سوى رواق تـا بدان سوى رواق را با پشت و پهلو غلتان برفت . پس از اين واقعه شاهرخ را بـا كسانى به تهران فرستاد ولى شاهزاده نگون بخت در بين راه بر اثر جراحاتى كـه بـر شـكـنـجـه (ريـختن سرب داغ روى سرش ) به او رسيده بود در سن شصت و چهار سالگى بدرود حيات گفت و با مرگ او خاندان افشار منقرض گرديد . |
COMMENTS