|
نوشته شده توسط گروه تاريخ
|
|
در سال آخر سلطنت ملكشاه سلجوقى شحنه مرو كه از خواص بندگان سلطان بود و شـمـس الملك عثمان يكى از پسران خواجه نظام الملك نزاع شد و سلطان بر اثر شكايت شـحـنـه مـرو تـاج المـلك و مـجـدالمـلك را پـيـش خـواجـه فـرسـتـاد و به او پيغام داد كه : اگـر در مـلك شـريـك مـنى آن حكم ديگر است و اگر تابع منى چرا حد خويش را نگه نـمـى دارى و فـرزندان و اتباع خويش را تاءديب نمى كنى كه بر جهان مسلط شده اند تا حدى كه حرمت بندگان ما نگاه نمى دارند و اگر مى خواهى بفرمايم كه دوات از پيش تو بگيرند. خـواجـه از ايـن پـيـغـام رنـجـيد و گفت : با سلطان بگوئيد كه تو نمى دانى كه من در ملك شـريـك تـوام و تـو بـه ايـن مـرتـبـه بـه تـدبير من رسيده اى و به ياد ندارى كه چون سـلطـان شـهـيـدالب ارسـلان كـشـتـه شـد. چـگـونـه امـراى لشكر را جمع كردم و از جيحون بـگـذشتم و از براى تو شهرها بگشادم و اقطار ممالك شرق و غرب را مُسَخَّر گردانيدم . دولت آن تـاج بـر ايـن دوات بـسـتـه اسـت . هـر گـاه ايـن دوات بردارى آن تاج بردارند . توضيح اينكه چند ماه بعد از خواجه هنگام عزيمت به بغداد در ركاب شاه به ضرب كارد از پـاى درآمـد و گـفـته شد اين امر به تحريك شاه صورت گرفته است و يك ماه بعد ، مـلكـشـاه در بـغداد مسموم گرديد و درگذشت و گفته شد غلامان نظاميه وى را مسموم نموده انـد و بـديـن ترتيب معلوم گرديد كه تاج شاه به دوات وزير بستگى داشته است .
|
COMMENTS