| وقایع شمس العماره و شایعات پیرامون آن |
|
|
| نوشته شده توسط گروه تاريخ |
![]()
در تهران قدیم در مورد شمس العماره شایعاتی وجود داشت که هنوز هم پس از گذشت یک قرن ، سینه به سینه نقل می شود . جعفر شهری در این مورد می نویسد: « کلاه فرنگی ( سقف اتاقکی که ساعت در آن جاساز شده است) ، ساعت شمس العماره که همیشه بیرقی( پرچمی) بر فراز آن می جنبید ، دارای عجایبی بود که تهرانی ها ، از آن حرف می زدند ، یکی این که ؛ در زوال حکومت محمد علی شاه ، روزی کلاغ ها بر بیرق حمله ور می شوند و با منقارشان آن را ریزریزمی کنند . دو روز بعد محمد علی شاه می گریزد و سلطنت تغییر می کند . دوم ؛ ساعت بزرگ دو طرفه یی بربالای شمس العماره نصب شده بود که درباره صدای زنگ این ساعت می گفتند اول صدایی داشت که افراد در چهار فرسخی (24 کیلومتر) آن ، صدایش را به وضوح می شنیدند . بر اثر شکایت مکرر اهالی ، باغد صدای ساعت را کم می کند ، اگر چه این موضوع در حد اغراق و مبالغه به نظر می رسید ، اما آنچه مقرون به حقیقت بود این است که صدای ساعت تا اقصی نقاط شهر می رسید . ساعت سازاین ساعت ، ( که سالهاست از کار افتاده ) میرزا علی اکبر خان بود که آن را کوک و تعمیر می کرد. سوم ؛ دو جغد نر و ماده بودند که در محفظه این ساعت لانه داشتند و شایع بود که هر بار ظاهر شوند ، سلطنت تغییر می کند. می گفتند در موقع کشته شدن ناصرالدین شاه ، سه روز از لانه بیرون آمده بودند که روز سوم شاه تیر می خورد . آنچه این شایعه یا حقیقت را بر سر زبان ها انداخت ، بیرون آمدن و ظاهر شدن این دو جغد در شهریورماه 1320 بود . جغدها که بیرون آمدند مردم می گفتند خدا عاقبت پیداشدن جغدها را به خیر کند ، که متفقین به ایران حمله کردند ، قحطی ، کشتار و نا امنی همه جا را گرفت و شد آنچه قلم از بیانش عاجز است. |
COMMENTS