| ادموند دولاک، تصویرگری از عصر طلایی |
|
|
| نوشته شده توسط - |
|
ادموند دولاک، 1882، بعد از آرتور راکهام و یک هفته یا بیشتر، بعد از چارلز و هیث رابینسون به دنیا آمد. او در میان تصویرگران عصر طلایی تصویرگری تنها از کای نیلسن جوانتر بود. با این مقایسه میتوان وی را از نسل ویس ویلی پوگانی و جوزف کلمنت کل دانست. دولاک در تولوز فرانسه به دنیا آمد. تمایل به هنر در او خودش را زود نشان داد و از همان اوان کودکی شروع به نقاشی کرد. بسیاری از آثار اولیهاش آبرنگ است، چیزی که در طول زندگی خود بیشترین توجه را به آن داشته است. دولاک به مدت دو سال در دانشگاه تولوز به تحصیل در رشته حقوق پرداخت و در همان حال در کلاسهای هنری اکول دس بیوکس آرتز شرکت میکرد. کولین وایت، درباره دولاک، میگوید: «دوسال خستهکننده دانشگاه و بردن جایزه اکول دس بیوکس آرتز، دولاک را متوجه آینده در خشانش کرد. او مدرسه حقوق را ترک کرد و تمام وقت در اکول مشغول به کار شد. در مسابقات سالانه گرند پریکس سالهای 1901 و 1903 برنده جایزه نقاشی شد و یک کارشناس او را به پاریس و از آنجا به آکادمی جولین برد.» دولاک در آنجا به مدت سه هفته آموزش دید. همان سال (1904) به لندن رفت و کار واقعی خود را شروع کرد. دانستن ورود دولاک به لندن مهم است. تا 1890 هیچ روش اقتصادی تولید ورقههای رنگی وجود نداشت؛ روشهای چاپ در آن زمان از یک ناشر به ناشر دیگر متفاوت بود و اغلب اوقات انحصاری و دائماًدر حال تغییر و پیشرفت. ابداع مراحل جداسازی رنگ امکان تولید انبوه تصاویر رنگی را به وجود آورد و تا 1905 این مراحل پیشرفت کردند و بسیار نزدیک به اصل تصاویر شدند. تنها عیب آنها این بود که به دلیل چاپ روی ورقهای مخصوص امکان تلفیقشان با بقیه صفحات کتاب نبود؛ چون باید به کتاب اضافه میشدند. یکی از نمونههای این نوع چاپ اثری از آرتور راکهام در 1905 بود. راکهام مرد مسن باتجربهای بود که ده سال در کار تصویرسازی بود و دولاک به دنبال اولین کار تصویری او میگشت. عجیب است که این دو نفر بازار جدید را در دست گرفتند. اولین کتاب دولاک مجموعه کتابهای خواهران برونته بود که آن را به چاپ رساند. این نمونهای از کار دولاک بود. با وجود این که او بیست و دو سال بیشتر نداشت و خارجی هم بود، اجازه یافت که تصاویری با تنوع شصت رنگ بسازد. همچنین میزان هماهنگی این فرانسوی با فرهنگ انگلیسی آنچنان مشهود بود که بزودی در مجله Pall Mall، به همراه راکهام و رابینسون، مشغول به کار شد. یکی از جنبههای جالب تصویرسازیهای ابتدایی او این است که برای نگهداشتن رنگ به جوهر وابسته نیست، خصوصاً راکهام، و به میزان کمتری رابینسون،تمایل داشتند که رنگ جدید را به عنوان نقاش رنگی با جوهر قلمداد کنند. برعکس، دولاک با قابلیت بالای کار با جوهر، و خودکار در درجه اول، یک نقاش بود و قابلیتهای جدید فناوری را برای تولید تونهای دقیق به کار میبرد و سعی میکرد با رنگ شکل را حفظ کند و شئ را تعریف نماید. این یکی از تأثیرات زمان دولاک است. مرحله جداسازی (تجزیه) رنگ دقیقاً زمانی اتفاق افتاد که دولاک از راه رسید. او هرگز مجبور نبود با روش قدیمی کار کند. روش قدیمی رنگها را با خطوط جوهر از هم جدا میکرد تا نبود امکانات را جبران کند. با موفقیت سریع ریپ ون و نیکل و پیتر پن از راکهام در 1906، در کنسینگتون گاردنز، ناشران دیگر به دنبال هنرمندانی میگشتند تا کتابهاشان را تصویرگری کنند. هادر و استانتون، پیترپن اثر راکهام را منتشر کردند. دولاک از گالری لیسستر سفارش گرفت و هادر و استانتون تصویرسازی شبهای عربی را در 1907 برعهده گرفتند. در 1913 اتفاق جالبی در آثار دولاک افتاد: رنگهای غمگین جای خود را به ترکیب رنگهای شادتر و شرقیتر داد. این تغییر شیوه در آثار او دائمی شد. در 1914 قصههای سندباد و دیگر داستانهای شبهای عربی داستانهای مربوط به جنگ جهانی اول را به تصویر و چاپ رساند. دولاک بلافاصله شروع به همکاری با ناشران دیگر کرد. آثار او در کتابهای کینگ آلبرت، پرنسس ماری و در 1915، کتاب خودش با عنوان کتاب تصاویر ادموند دولاک، به چاپ رسید. این کتاب برای صلیب سرخ فرانسه نوشته شده بود. او تلاش کرد تا این که در 1916 نشر آن آزاد شد. پس از پایان جنگ، آخرین چاپ لوکس او افسانههای درهم و برهم ظاهر شد. در سیو پنج سالگی حرفه دولاک از رده خارج شد. میتوان گفت دولاک تمامی آنچه را برای تصویرسازی کتاب لازم بود، داشت. با این که در تمام طول زندگیاش همیشه سایهای از فقر بر سر داشت، تلاش میکرد. او یک کارتونیست محبوب بود و به مدت یک سال و نیم (1920-1919) برای یک روزنامه هفتگی به نام TheOutlook کار میکرد. او با توجه به موضوع هفته یک تصویر ارائه میکرد. وی همچنین تصویرسازی کتاب قلمرو جواهر را، که یک اثر تاریخی (1920) بود، برعهده گرفت. دولاک برای تئاتر لباسها و وسایل جدیدی طراحی کرد. طرح تمبر برای انگلیس و در طول جنگ جهانی دوم برای فرانسه آزاد، به علاوه تبلیغات بانکی از دیگر فعالیتهای اوست. دولاک همچنین کارتهای بازی (پشت و روی صورتهای سلطنتی) جعبههای شکلات، مدالها و طرحهای گرافیکی برای تئاتر مرکوری را برعهده داشت. در 1942 همکاری با ویکلی ـ هفته نامه آمریکایی ـ را شروع کرد که جانشین هفتهنامه هارست شده بود. دولاک چند سری از نقاشی روی جلد، که متناسب با موضوع هفته بود، تهیه کرد. اولین سری شامل صحنههایی از انجیل و قهرمانان داستانهای آن بود که در اکتبر 1924 آغاز شد و تا 12 سری ادامه یافت. این بازار مهمترین منبع درآمد او تا 1949 بود. وی هیچ وقت از محصول تولید شده و کیفیت آن در پایان کار راضی نبود. ورق ارزان قیمت و کیفیت نامناسب، تمایلات کمالگرایانه او را هرگز ارضا نمیکرد. با وجود این، همچنان به کار ادامه میداد تا بدهیهایش را بپردازد. از بین همه تصویرگران بزرگ تنها ادموند دولاک در تمام طول زندگیاش به فعالیت پرداخت. دیگران هرگز مانند او کامل و مداوم کار نمیکردند. از جمله کتابهایی که دیگر تصویرگران معاصرش به پای او نمیرسیدند عبارتند از: جزیره گنج (1927)، حلقه پری (1928)، دختران ستارگان (1939)، جوجه خروس طلایی (1950)، ازدواج عشق و روح (1951) و کوموس (1954). سه کتاب آخر، به کمک یک انجمن، بعد از مرگش، در قالب کتابهای لوکس منتشر شدند. ادموند دولاک در 1953 درگذشت. منبع : ديزاين
|
COMMENTS